الشيخ حسين المظاهري

369

جهاد با نفس (فارسى)

صورت دوم تدبير است ، توجه است . خوشا به حال اين چنين كسى كه وقتى الله اكبر مىگويد به دنيا و آنچه در دنياست پشت پا مىزند . اصولًا معناى « الله اكبر » همين است ، تكبيره‌الاحرام يعنى هر چيزى را بر خود حرام كردن ، دست را تا بالاى شانه بلند كردن يعنى خدايا ، به دنيا تو آنچه در دنياست پشت پا زدم ، ديگر حالا تو و من ، من و تو ، من عبد و تو مولى ، ديگر فكرم جايى نيست مگر در حضور تو ، ديگر به غير از تو تخيلى ندارم ، ديگر توجهى به غير از تو ندارم « رجال لا تلهيم تجاره و لا بيع عن ذكر الله » وقتى كه به « اياك نعبد و اياك نستعين » مىرسد - اى خدا فقط تو را عبادت مىكنم - هوى و هوس كنار است ، شيطان بر كنار است ، به بتنها پشت پا زدم ، فقط تو را عبادت مىكنم « لا موثر فى الوجود الا الله » ، هيچ چيزى جز تو در اين عالم نمىتواند تأثير بكند . خدايا توحيد افعالى دارم ، خدايا هيچ كسى را ، هيچ چيزى را مستقل نمىدانم ، خدايا پايبند كسى نيستم ، دلم جز به توبه كسى و به چيزى بستگى ندارد . به جايى مىرسد كه وقتى مىگويد « السلام عليك ايها النبى » پيغمبر ( ص ) مىفرمايد : سلام عليكم . مىشنود ، بله مىشنود ، بايد هم بشنود ، انسان خلق شده براى اين كه بشنود وقتى به پيغمبر سلام مىكند جوابش را مىشنود . بسيارى از بزرگان ما وقتى در مقابل قبر حضرت رضا ( ع ) سلام مىكردند جواب مىشنيدند و تا جواب نمىگرفتند اصلًا سلام نمىكردند . روز عيد به حرم امام رضا ( ع ) مىرفت مىگفت : يابن